السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
216
تحرير الوسيله ( فارسى )
مزرعه و باغها در زمينهاى موات احداث كند ظاهر آن است كه حريم براى آنها ثابت مىشود ، بلكه ثبوت بعضى حريمها از قبيل چراگاه گله براى آن ، مطلقاً بعيد نيست ، چنان كه خود مزرعه هم حريمى دارد و آن ، مقدارى است كه در مصالحش به آن نياز دارد و از مرافق آن مىباشد از قبيل راههاى دخول و خروج و محل خرمن و جاى آرميدن گله و محل جمعآورى كود و خاك آن و غير اينها . مسأله 12 - حدّ چراگاه كه حريم قريه و محل چيدن هيزم آن است ، مقدارى است كه اهالى آن به حسب عادتشان نيازمند آن مىباشند به طورى كه اگر منع كنندهاى آنها را جلوگيرى نموده يا مزاحمى براى آنها مزاحمت فراهم نمايد هرآينه در تنگى و حرج واقع مىشوند . و اين به زيادى اهالى و كمى آنان و زيادى گلهها و چهارپاها و كمى آنها مختلف مىباشد و لذا مقدار آن از نظر وسعت و ضيق در طول و عرض ، متفاوت مىشود . مسأله 13 - اگر زمين مواتى در نزديكى زمين آبادى باشد و از حريم و مرافق آن نباشد براى هر كس جايز است كه آن را احيا كند و اختصاص به مالك آن زمين آباد نداشته و اولويتى هم ندارد ، پس اگر مثلًا كنارهاى از شط در نزديكى زمين احيا شده يا باغى پيدا شود مانند بقيهء زمينهاى موات مىباشد و كسى كه به احيا و حيازت آن سبقت بگيرد ، مال او مىباشد و صاحب زمين يا باغ حق منع او را ندارد . مسأله 14 - حريم قنات - كه به پانصد يا هزار ذراع تقدير مىشود - بدون اشكال ملك صاحب قنات نبوده و متعلق حق او - كه از تصرفات غير او بدون اذنش ، منع كند - نمىباشد ، بلكه - همانطور كه گذشت - فقط حق دارد از احداث قنات ديگر جلوگيرى نمايد . و ظاهر آن است كه حريم قريه هم ملك ساكنين و اهالى آن نمىباشد ، بلكه آنها حق اولويت دارند . و اما حريم نهر و خانه ، ملك مالك آن چيز صاحب حريم است ، با تردّدى كه هست ، اگر چه خالى از وجه نمىباشد ، پس براى او جايز است كه به طور جداگانه آن را بفروشد مانند بقيهء ملكها . مسأله 15 - آنچه كه از حريم بعضى املاك گذشت ، فقط در جايى است كه در زمين موات به صورت تنها ( بدون مجاور ) احداث شود . و اما در املاكى كه مجاور هم مىباشند ،